اگر توسط دیگران آسیب بدی دیده باشیم، مورد خیانت، فریبکاری، کلاهبرداری یا سوءاستفاده قرار گرفته باشیم، اغلب کسبِ اعتماد دوباره، امر دشواری به نظر میرسد.
بهویژه زمانی سختیِ این کار دوچندان میشود که افرادی که این آسیب را به ما وارد کردهاند جزئی از نزدیکان ما (دوستان، اعضای خانواده) باشند یا فردی باشند که در جایگاهی قرار دارند که ما اعتماد زیادی به آنها داریم، از جمله معلم، پزشک یا پلیس. اما اگر ما بدون آنکه روی کسب اعتماد دوباره کار کنیم، به زندگیمان ادامه دهیم، ساختن روابط عمیق و معنادار با دیگران اگرنگوییم غیرممکنْ حتماً بسیار دشوار خواهد شد.
اعتماد آگاهانه در مقابل اعتماد کورکورانه
بنابراین هنگام ایجاد اعتماد به فرد جدید بسیار سودمند است که بین این مفهموم تفکیک قائل شوید: «اعتمادِ کورکورانه» و «اعتمادِ آگاهانه». «اعتماد کورکورانه» به این معناست که کاملاً به دیگران اعتماد میکنیم، بدون آنکه زمانی را صرف ارزیابی این موضوع کنیم که آیا دیگری شایستگی اعتمادِ ما را دارد. از طرف دیگر، «اعتماد آگاهانه» به این معناست که بهصورت خردمندانه زمانی را صرف کنیم تا شخصیت طرف مقابل را ارزیابی کنیم، پیش از آنکه اعتماد تمام و کمالمان را وقف او کنیم.
اعتماد آگاهانه شامل توجه کنجکاوانه به این موضوع است که این فرد چقدر صادق، پذیرا و قابلاعتماد است.بر اساس تجارب خودم میتوانم بگویم که چهار ویژگی وجود دارد که وقتی قرار است آگاهانه برآورد کنیم که یک فرد چقدر ارزش اعتمادکردن را دارد، باید آنها را مدنظر قرار دهیم: ملاحظهگر بودن، صداقت، قابلیتاطمینان، مسئولیتپذیری و شایستگی.
چطور این ویژگیها را بررسی کنیم؟
- آیا این شخص ملاحظهگر است؟ (آیا او به احساسات، خواستهها، نیازها و دیدگاههای شما احترام میگذارد و آنها را مدنظر قرار میدهد؟)
- آیا این شخص صادق است؟ (آیا او واقعاً منظورش از حرفهایی که میزند را صادقانه بیان میکند؟)
- آیا این شخص قابلاطمینان است؟ (آیا او به تعهداتی که میدهد، پایبند است؟ آیا بر اساس وعده و وعیدهایش عمل میکند؟)
- آیا این شخص مسئولیتپذیر است؟ (آیا او پیامدهای اقداماتش را در نظر میگیرد؟ در صورت اشتباهکردن یا دلسردکردنتانْ به آن اذعان میکند، بابت آن عذرخواهی میکند و برای جبران و اصلاح اشتباهش قدمی برمیدارد؟)
- آیا این شخص شایستگی لازم را دارد؟ (آیا از عهدهی کارهایی که میگوید قرار است انجام دهد برمیآید؟)
وقتی در حال شناخت فردی هستیم، میتوانیم بهتدریج فرایند آشنایی را طی کنیم؛ زمان بگذاریم. با آزمایش اقدامات کوچک حاکی از اعتماد، مستقیماً با مشاهدهی اقداماتش ارزیابی کنیم: آیا ملاحظهگر است، صادق است، قابلاطمینان است، مسئولیتپذیر است و شایستگیِ لازم را دارد؟
بهمرور زمان، میتوانیم با آزمونکردنِ اقدامات بزرگترِ حاکی از اعتمادْ همچنان بادقت رفتار او را پیگیری کنیم. با کسب چنین دانشی میتوانیم اعتمادِ آگاهانه ایجاد کنیم، یا اگر به این تشخیص رسیدیم که دیگری ارزش اعتمادکردن را ندارد، از اعتمادِ به او خودداری کنیم. بدون شک، هیچکس در همهی این پنج حوزه کامل نیست؛ در بعضی مواقع، همهی ما نقصان و ضعف داریم، اما این ویژگیها حداقل یک پایهای برای اعتمادِ محتاطانه در اختیار میگذارد. و اگر میزان کمتر یا هیچ نشانهای از چنین ویژگیهایی نباشد، این یک علامت هشدار جدی برای اعتمادنکردن است. «اعتماد کورکورانه» پُرخطر است؛ اما اینکه کلاً نسبت به همه بیاعتماد باشیم هم مانعی از ایجاد روباط صمیمانه و نزدیک خواهد شد. بنابراین «اعتماد آگاهانه» روش مفیدی را در اختیارمان میگذارد تا بهصورت عاقلانه و امن روابط مطلوبمان را بسازیم





